“استخوان خوک و دست های جذامی”  یکی از بهترین فیلم هایی است که تا کنون خواندم!

Avatar admin | مهر ۴, ۱۳۹۷



مصطفی مستور

مصطفی مستور

ترجمه اختصاصی از سایت دیالوگین

یادداشتی از  خانم آنا یمبرک مجری یک برنامه ویدیویی در خصوص کتاب و کتاب خوانی  اهل کشور کرواسی و ساکن زاگرب در سایت knjigamojsvijet.com کتاب دنیای من است منتشر شده است که شما را به مطالعه ترجمه اختصاصی این یادداشت دعوت می کنیم 

 “این دنیای شمابرای من پست تر ازاستخوانی در دست یک جذامی است” (علی بن ابی طالب، امام اول شیعیان)

برخی داستان ها چون هیولایی خواننده را می بلعند. برخی دیگر مثل مادر خواننده را در اغوش گرم می گیرند. داستان هشتاد صفحه ای “استخوان خوک و دست های جذامی” هر دو کار را با آدم می کند.

مصطفی مستور نویسنده محبوب معاصر ایرانی است. علاوه بر نویسندگی در محافل ادبی کشور اش بعنوان مترجم آثار رایموند کارور (کلیسای جامع، وقتی از عشق حرف می زنیم از چه حرف می زنیم)، نویسنده بزرگ امریکایی  قرن بیستم، نیز شهرت دارد. تاثیر کارور در سبک مصطفی مستور هم محسوس است. نخستین اثر وی مجموعه داستان های کوتاه است و همین نوع ادبیات است که کارور را صاحب نام کرد. پس از آن مستور رمان “روی ماه خداوند را ببوس” را نوشته و کتاب “استخوان خوک و دست های جذامی” بیشتر به صورت نول نوشته شده است.

این داستان سرنوشت ساکنین یک  مجتمع مسکونی در تهران پایتخت ایران  را دنبال می کند. زندگی های آنها باهمدیگر مرتبط نیست، در راه پله ها و پارک های اطراف باهم دیگر بر می خورند ولی هرگز به معنای واقعی کلمه تاثیر و تاثر متقابل ندارند. پشت دیوار های واحد های آنها سرنوشت های متفاوت و خوشبختی ها و بدبختی های مختلف پنهان است: دانیال که دچار بی ثباتی ذهنی است ولی دغدغه های فلسفی از نوع اگزیستانسیالیسمی دارد و مادر عملگرای اش، محسن که تازه از همسر ش جدا شده و دختر شادی به نام درنا دارد، حامد دانشجوی جوان عکاسی است که دوست دختر محبوب اش برای تحصیلات به آمستردام رفته، نوذر و ملول و بندر که در کارهای مشکوکی دست دارند و از هیچ خشونتی هم برای دستیابی به پول دریغ نمی کنند، گروهی از دختران و پسران که بار سنگین پیامدهای اتفاقات یک مهمانی را به دوش می کشند، زن و شوهر پزشک مفید و افسانه که با یک بیماری فاجعه بار در خانواده خودشان دست و پنجه نرم می کنند، سوسن خانم بدکاره و دوست اش که شاعر است و تازه از زندان بیرون آمده…

کتاب دارای شخصیتهای زیادی است که بعضا و بویژه در ابتدای داستان دنبال کردن شان دشوار است. البته این مشکل در ادامه حل می شود. نویسنده این داستان را به پنج قسمت تقسیم کرده با تغییر متعادل سن ها. داستان را اهسته و با صبوری شورع کرده و بتدریج ریتم کتاب سرعت بیشتری پیدا می کند و سن ها باهم دیگر در می آمیزد، وارد همدیگر می شوند مستور توانسته در پایان همه آنها را در یک جمع بندی پر قدرت ادغام کند. این عملیات سبک شناسانه هیجان آور است و تاثیری که بر خواننده می گذارد تقریبا مشابه فیلم است. برخی از عناصر دیگر کتاب نیز سینمایی است، صحنه ها و شخصیت ها و اتفاقات طوری توصیف شده اند که انگار با یک فیلمنامه روبرو هستیم. به راحتی می توان خود را به این داستان سپرد. از همان صفحه های نخستین سرنوشت های تک تک شخصیت ها من را با خود کشانده و خود کرده، انگار دارم یک فیلم خوب در سینمای “اروپا” می بینم. و جای تعجب هم نیست. چون ایران دهه های متمادی است که در حوزه سینما هم صاحب سبک بزرگی شده است. زبان سینما زبانی است که اهالی هنر ایران می فهمند و همیشه در درون خود دارند. این زبان در داستان مستور بسیار آشکار است و اثر نهایی آن بر خواننده هیپنوتیزم کننده است. حتی در حین خواندن موسیقی متن یک فیلم را برای خودم گذاشتم و این فضا من را تا آخر کتاب با خود برد. پایانی که نوعی روان پالایی و تطهیر برای ام همراه بود.

“استخوان خوک و دست های جذامی”  یکی از بهترین فیلم هایی است که تا کنون خواندم!

سرنوشت شخصیت ها انقدر انسانی و قابل درک اند و در عین حال نوعی اگزیستانسیالیزم عمیق و ایرانی و طنز در همه لایه های  کتاب دیده می شود. ایده های خرد و کلان جابجا می شوند و در بضی مواقع بسیار دشوار است تشخیص بین عناصر الهی و شیطانی و انسانی. داستان ها در واقع ایینه تمام نمای جامعه ایرانی است، آنهم ایران واقعی ادرون آنها  نهفته است.

واقعیت ایران در بین این دو طرف افراط و تفریط پنهان است و بهترین نماینگان این واقعیت همین ساکنان ساختمان داستان مستور اند.  این ها آدم هایی هستند با مشکلات واقعی، با گرایش ها و آرزو های واقعی، با گناهان واقعی، با عشق عادی واقعی، شادی ها و فاجعه های واقعی. و این داستان ها انقدر زنده و مال زندگی اند که تقریبا همه جوانب آن ها را می توان به یک کشور دیگری و یک فرهنگ دیگری منتقل و با زندگی آنجا منطبق کرد.

خودم نمی توانم از تشبیه تاثیر این کتاب بر من با تاثیر کتاب “در باره موش ها و انسان ها”، داستان کوتاه فوق العاده جان اشتاین بک. باور کردنی نیست که چقدر یک نویسنده زبردست می تواند در صد صفحه و کمتر از آن حرف مهم بزند. با تلفیق و ادغام این کولاژ سرنوشتهای تاثر آور انسان های مختلف در یک کل فراموش نشدنی، مصطفی مستور نشان داده که می توان او را با بزرگترین نویسنده ها مقایسه کرد.

بالآخره هم  اشتاین بک و هم کارور به سرنوشت  های انسان های عادی می پرداختند و کتاب حاضر هم در باره ایرانی های عادی ای نوشته شده که هر کدام به شیوه خود به دنبال خوشبختی و معنا در زندگی هستند. و چه چیزی می تواند تاثیرگذارتراز این باشد؟

نوشته خانم آنا یمبرک در سایت knjigamojsvijet.com کتاب دنیای من است 

مصطفی مستور: “استخوان خوک و دست های جذامی”

ناشر: بایبوک

ترجمه از فارسی: معمر کودریچ

سارایوو/زاگرب، ۲۰۱۸م.

 

منبع : https://knjigesumojsvijet.com/2018/09/12/mustafa-mastur-svinjska-kost-u-leproznoj-ruci-za-saku-jadnih-nesretnika/

 

 

بازدیدها: 8




نظرات

این مطلب در حال حاضر نظر ارسال نشده است.

یک نظر









  • تمامی حقوق این وب سایت برای برنامه تلویزیونی دیالوگین سحربالکان محفوظ می باشد Copyright © 2018 dijalogin